X
تبلیغات
ترنـــــــــــم باران
در مهربانی همچون باران باش که در ترنمش "علف هرز" و " گل سرخ" یکیست.
من بودم و دوش آن بت بنـده نواز

                                           از من همه لابه بود

                                                       و از وی همه ناز

شب رفت و حديث ما

                          به پايان نرسيد

                                          شـب را چه گنه

                                                     حـديـث ما بود دراز
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 تیر1390ساعت 0:9  توسط مریم | 
سلام دوستای خوبم.

بالاخره وبلاگ من هم یک ساله شد.

+ نوشته شده در  جمعه 13 خرداد1390ساعت 3:13  توسط مریم | 

به نام اوکه تنها بودن اوعلت بون من است.

سلام به همه دوستای مهربون و دلبرانه خودم.

مخصوصا اونایی که در نبود من واسم کامنت میذارن (از یکایکتون ممنونم که به یادم هستید)

خوبید گلهای مهربونم؟؟

یه عذر خواهی به همه تون بدهکارم....!

من این روزا خیلی سرم شلوغه چه از نظر کاری و چه از نظر تحصیل.

به هر حال گفتم یه سری به وبم بزنم و آخرین پست سال 1389 رو آپ کنم.

 

از خانه به خانه،

          و قلب به قلب،

                از یک مکان به مکان دیگر.

گرمی و لذت

                نوروز،

                         برای ما نزدیک به یکدیگر بودن را به ارمغان میاورد

  

                                   "سال نو پیشاپیش شیرین و مبارک"

 

+ نوشته شده در  جمعه 27 اسفند1389ساعت 20:34  توسط مریم | 
                                                   تردید نکن دنیا تکرار یه لبخنده

معنی شو نفهمی تو آغوششو می بنده

تصمیم جهان این ه  ...هرقدر که میتونی

از عشق نترسی تا.... دنیامو بلرزونی

پسوند من تنها......... تصویر تو در باد

دستامو که میشناسی کارش به تو افتاده

چشمای تو چشمامو درگیر چراغی کرد

هر نقطه این قصه با عشق تلاقی کرد

قلبم رو تلاوت کن، من آیه ی خاموشم

من با تو یه رویا رو بی دغدغه مینوشم

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 اسفند1389ساعت 11:52  توسط مریم | 
باران باش.. رنج جدا شدن از آسمان رو در سبز کردن گیاهان جبران کن...

 

+ نوشته شده در  جمعه 1 بهمن1389ساعت 15:15  توسط مریم | 

 

نبودی نبودم تو هستی که هستم

به تو تکیه میدم تو رو می پرستم

 

به تو تکیه میدم که عاشق ترینی

که دلواپس ِلحظه های زمینی

 

من از تو نگفتم شنیده گرفتی

به یادت نبودم ندیده گرفتی

 

می خوام مثل آینه پیش روت بشینم

تو رو با تموم وجودم ببینم

 

بذار روح من با نگات زیر و رو شه

بذار پیرهن آسمونُ بپوشه

 

همه دلخوشی ها گذشت و تو موندی

تو بیراهه هامُ به مقصد رسوندی

 

امیدم به جز تو شده ناامیدی

همیشه تو آخر به دادم رسیدی

 

                                                                          افشین یداللّهی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 دی1389ساعت 22:59  توسط مریم | 

امشب را به نور قرنها قدمت جاري نگه داريم ...

شب یلدا ، این شب زایش مهر و میترا ، شب زایش نور و روشنائی

بر تو ایرانی مبارک


شب يلدا همیشه جاودانی است زمستان را بهارزندگانی است

شب يلدا شب فر و کیان است نشان ازسنت ایرانیان است

ارادتمند شما مریم

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 آذر1389ساعت 0:1  توسط مریم | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 آذر1389ساعت 14:0  توسط مریم | 
زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید.
به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمی توانیم وارد شویم منتظر می مانیم.»
عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائید داخل.»
زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمی شویم.»
زن با تعجب پرسید: « چرا!؟» یکی از پیرمردها به دیگری اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پیرمرد دیگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقیت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم.»
زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنیم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولی همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقیت را دعوت نکنیم؟»
فرزند خانه که سخنان آنها را می شنید، پیشنهاد کرد:« بگذارید عشق را دعوت کنیم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت:« کدام یک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسید:« شما دیگر چرا می آیید؟»
پیرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید، بقیه نمی آمدند ولی هرجا که عشق است ثروت و موفقیت هم هست! »

آری… با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید.

منبع:roozeshadi.com

+ نوشته شده در  شنبه 6 آذر1389ساعت 15:6  توسط مریم | 
لبت نه گوید و پیداست می‌گوید دلت آری 

که اینسان دشمنی ، یعنی که خیلی دوستم داری

دلت می‌آید آیا از زبانی این همه شیرین 

تو تنها حرف تلخی را همیشه بر زبان داری  

نمی‌رنجم اگر باور نداری عشق نابم را

که عاشق از عیار افتاده در این عصر عیاری

چه می‌پرسی ضمیر شعرهایم کیست آنِ من

مبادا لحظه‌ای حتی مرا اینگونه پنداری

ترا چون آرزوهایم همیشه دوست خواهم داشت 

به شرطی که مرا در آرزوی خویش نگذاری

چه زیبا می‌شود دنیا برای من اگر روزی 

تو از آنی که هستی ای معما  پرده برداری 

چه فرقی می‌کند فریاد یا پژواک جان من

چه من خود را بیازارم چه تو خود را بیازاری

صدایی از صدای عشق خوشتر نیست حافظ گفت 

اگر چه بر صدایش زخمها زد تیغ تاتاری

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 آذر1389ساعت 10:20  توسط مریم | 
پاییز تنها فصلیه که از همون اولین روزش خودشو نشون میده!

کاش همه انسانها مثل پاییز باشن تا از همون روز اول رنگ و روی اصلیشون رو نشون بدن.

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 آبان1389ساعت 16:55  توسط مریم | 

" بنام تنها قاضی دادگاه سرنوشت "

" گرمی سلامم آتش خاطره هاست پذیرا باشید گرچه میانمان فاصله هاست. "

امشب یه شبه خاصه واسه من، شبی که فردای اون روز آغاز تنفس و روز تولدمه. شب تولد یکی از شباییه که هر کسی یه حس و حال منحصر به فردی داره. هنوز هم نمیدونم! هر سال که میگذرد، یک سال به عمرم اضافه می شود یا یک سال از عمرم کم می شود!

"به هرحال خیلی ممنونم از همه ی شما دوستان گرانقدر که قراره در بخش

نظرات تولدمو بهم تبریک بگید"

" این گلهای زیبا رو از صمیم قلبم تقدیم میکنم به یکایک شما عزیزان دلم "

البته یه تشکر جانانه می کنم  از بهترین دوستم مهرناز که مثه خواهرمه ، به خاطر اینکه یه جشن تولد درست درمون در وبلاگ مشترکمون (یه دنیا حرف نگفته http://www.lvl2.blogfa.com ) گرفته.مهرنازی؟کدامین شاخه ی گل را به خاطر مرامت تقدیمت کنم که وجودت عطر تمام گلهاست.

هیچ ثروتی بالاتر از مهربانی نیست ،یادتون باشه شماها خیلی ثروتمندید.

                                                   آرزومند آرزوهای شما مریم

+ نوشته شده در  شنبه 8 آبان1389ساعت 22:17  توسط مریم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
چترها را باید بست، زیر باران باید رفت..فکـــر را ،خاطـــره را، زیر باران باید برد . . .

پیوندهای روزانه
✿مهـــــرنـــاز جونم✿
یه دنیا حرف نگفته (مهرناز و مریم)
فرزاد حسنی(سمیرا جون)
کوله پشتی 85
فرزاد حسنی تک ستاره آسمون اجرا (باران عزیز)
اتفاق نو
فرزاد حسنی(زهرا جون)
صدای آشنا
پنجره باز
من هنوزم هستم
سوپر استار اجرا, فرزاد حسنی
فرزاد فقط حسنی(بهاره جون)
فرزاد حسنی سالار مجری ها (کیمیا جون)
دانلود جدیدترین ها
بزرگترین و متنوع ترین فروشگاه اینترنتی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1390
خرداد 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
آرشیو موضوعی
جملات قصار
جمله های موفقیت آمیز
شب آرزوها . . .
مجردی رو دوست داری یا متاهلی رو ؟
بهترین لحظات زندگی
عشق یا دوست داشتن
نگرش مثبت
داستان های کوتاه و پر محتوا
غزل هایی از سعدی
غزل هایی از حافظ
فریدون مشیری
احمد شاملو
هوشنگ ابتهاج
پیوندها
ARAZ & RIMA
آهای عاشقا(فرزاد)
نیلوفرانـــــــــــــــــه (نیلوفر)
روزهای شیرین ما (مریم،فهیمه و آرزو)
تنها ترین تنها (اشکان)
فریاد خاموش (یه دیوونه)
دل نوشته های پسر باران (سامان)
تنها پرنده آشیانه عشق من (گرگ و میش)
سکوت فقط به خاطر تو (نیکی جونم)
بی تو هرگــــــــز (masi*m)
عاشقانه های من (مهدی)
زنده بـــــــاد عشق (حمید)
شش تایی ها
قاصدک!!! (مریم جون)
شب تاریک نیست (Night Boy)
تنها ترین تنهای عالم (ابوالفضل)
آواز بی صدای من (مهدی)
سنـــــــــــــــــــــــــــــــرد
به یاد 5 کارتن خواب (سها)
بهتـــــــــــــــــــــــــــرینها
خانم خوشگـــــله (مائده)
دختری از اهالی شهر تفاوت(بیتا جون)
در خلوت من (فاطمه)
گل تنهـــــــــــــــــــــــــــا
کلوپ 0421(پژمان)
من و تو و خـــــــــــــــدا
اس ام اس وجملات قشنگ(زهرا جون)
ستاره خوشبختی (ایهام)
13 عاششـــــق
هفت صد و سیزده (یاسی جون)
اوتاد آمدند (صبای گیلانی)
میتوان همچون عروسکهای کوکی بود
پسر شمالی
پاندا
جایی برای دلتنگیهایم
فریاد خاموش(لیلی جون)
شعله ی عشق(کسری)
گلبرگهای خاطره(آرام جون)
سفيرقاصدك ها(فاطمه جون)
آتش سوزان غم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM